السيد الخميني

50

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

ذكرى از آن مىشود ، و مثل « ريا » ، كه آن نشان دادن به مردم است اين عبادت بزرگ را براى منزلت پيدا كردن در قلوب و اشتهار به عظمت و بزرگى پيدا كردن . مثلا مىبيند فلان مقدس به نماز جماعت حاضر شده است ، براى جلب قلب او خضوع را بيشتر كرده از راههاى مختلفى و حيله‌هاى كثيرى او را به دام مىكشد ، و در مجالس براى رساندن به غايبين مقام خود را ذكرى از آن مقدس به ميان مىكشد يا يك طورى به مردم مىرساند كه فلانى در جماعات من حاضر شده . در قلب خود هم به طورى به اين شخص ارادت پيدا كرده كه در نماز او حاضر شده است و اظهار حب و اخلاص به او مىكند كه در عمرش به خداى تعالى و اولياء او يك لحظه نكرده ، خصوصا اگر از تجار محترم باشد ! و اگر خداى نخواسته يكى از اشراف راه را گم كرده به صف جماعت ملحق شود ، مصيبت زيادتر مىگردد ! در عين حال ، شيطان از امام جماعت كم جمعيت نمىگذرد . پيش او رفته به او مىگويد به مردم بفهمان كه من از دنيا گذشته‌ام و در مسجد كوچك محله با فقرا و ضعفا مىگذرانم ! اين هم مثل آن يا بدتر است ، زيرا كه رذيلهء حسد را هم در قلب او بارور مىكند . از دنيا كه بهره‌اى ندارد ، مايهء آخرت را از او مىگيرد ، ورشكست در دنيا و آخرت مىشود . در همين حال ، شيطان دست از گريبان من و شما كه دستمان از جماعت كوتاه است ، و از غم بى آلتى افسرده هستيم برنداشته و ما را وادار مىكند به جماعت مسلمين خدشه كرده ، طعن به آنها زده و عيوبى براى جماعت تراشيده ، جماعت نداشتن خود را كناره‌گيرى قلمداد كنيم ، و خود را از دنيا گذشته و منزه از حب جاه و نفس معرفى نماييم . ما از اين دو طايفه بدتريم ! نه دنياى تام دستهء اوّل ، و نه دنياى ناقص دستهء دوم ، و نه آخرت داريم . در صورتى كه ما هم اگر دستمان برسد ، از آن دو دسته جاه‌طلب‌تر و حب شرف و مال را بيشتر داريم . شيطان به امام تنها اكتفا نكرده ، از جهنمى شدن او نائرهء شهوتش فرو ننشسته ، وارد صف مأمومين مىشود . صف اوّل چون فضلش بيشتر و ميامن صفوف از مياسر بيشتر ، آنها را بيشتر مورد هدف خود قرار مىدهد . بيچاره مقدس را از منزل دور كشيده در صف اوّل در طرف يمين نشانده ، با او وسوسه مىكند كه اين فضيلت را به چشم مردم بكش ! اين بيچاره هم نفهميده از كجا مىخورد با يك عشوه و نازى اظهار فضل خود را مىكند ! شرك باطن را بروز داده عمل را به سجّين مىفرستد . از آنجا به ساير صفوف رفته آنها را وادار مىكند از صف اوّل با كنايه و اشاره تكذيب كرده